مردان اسمانی


امام جماعت واحد تعاون بود


بهش می گفتند حاج آقا آقا خانی
روحیه عجیبی داشت

زیر آتیش سنگین عراق ، شهدا رو منتقل می کرد عقب

توی همین رفت و آمدها بود که گلوله مستقیم تانک سرش رو از تنش جدا کرد

چند قدمیش بودم

هنوز هم تنم می لرزه وقتی یادم میاد

از سر بریده اش صدا بلند شد: السلام علیک یا اباعبدالله...

نظرات 1 + ارسال نظر
گل سه‌شنبه 22 بهمن 1392 ساعت 06:53 http://nilofar2014.blogsky.com/

سلام مریم خانم خیلی زیباست نوشته ای شما

امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.